معنی ناآمیختن
5 بازدید
[ تَ ] (مص منفی) نیامیختن. معاشرت نکردن. رفت و آمد نکردن. انس و الفت نگرفتن. مردم گریز بودن. مقابل آمیختن. رجوع به آمیختن شود.
کلمات همقافیه با «ناآمیختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر