معنی ناآماده
6 بازدید
[ دَ / دِ ] (ص مرکب) مقابل آماده. نامهیا. که حاضر و آماده نیست. ناساخته. نیاراسته. نابسیجیده. فراهم ناشده. نامستعد. رجوع به آماده شود.
کلمات همقافیه با «ناآماده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر