معنی ناآشنا
4 بازدید
[ شْ / شِ ] (ص مرکب) غیر معروف. ناشناس. (ناظم الاطباء). بیگانه. غریب. نامعلوم. مردی ناآشنا. ناشناس. شُطسیّ؛ ناآشنا، زیرک، سرکش. (منتهی الارب): تَذَمُّر؛ دیگرگون و ناآشنا گردیدن. (از منتهی الارب): چنین داد [ گشتاسب ] پاسخ [ بچوپان ] که ای نامدار یکی کوه تازم دلیر و سوار مرا گر بداری به کار آیمت به رنج و به بد نیز یار آیمت بدو گفت نستار [ چوپان قیصر ] از این در بگرد تو ایدر غریبی و بی نام مرد بیابان و دریا و اسبان یله به ناآشنا چون سپارم گله.فردوسی. || بی اطلاع. بی خبر. (ناظم الاطباء). که عارف به کاری نیست. که آشنائی و مهارت ندارد. || ناموافق. ناسازگار.
کلمات همقافیه با «ناآشنا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر