معنی نأل
6 بازدید
[ نَ ءْلْ ] (ع مص) رفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مشی. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). || رفتن بر فشاری که گوئی بر پشت بار دارد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). جستن کردن و سر خود را به بالا حرکت دادن. (ناظم الاطباء). نئیل. نألان. (المنجد). || جنبان رفتن. (از منتهی الارب). اهتزاز در مشی. (از اقرب الموارد). نأل نألاً الفرس او الضبع؛ اهتز فی مشیه. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). نئیل. نألان. (المنجد). || رشک بردن و بد خواستن. (از منتهی الارب). حسد بردن. (از اقرب الموارد). نئیل. نألان. (المنجد). حسد. (معجم متن اللغة). || سزاوار بودن. ینبغی. (از اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). عرب نأل را بمعنی و بجای ینبغی استعمال کند و گوید: نأل أن تفعل کذا؛ یعنی سزاوار است که چنان کنی. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نأل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أل» برای سرودن شعر