معنی نأد
6 بازدید
[ نَ ءْدْ ] (ع مص) ذهاب. || بد خواستن. (منتهی الارب). || حسد بردن. (از اقرب الموارد) (از المنجد). کینه. حسد. رشک. (ناظم الاطباء). || بلا و رنج رسیدن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از المنجد). || زهیدن آب از زمین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نزّ. (معجم متن اللغة) (از المنجد).
کلمات همقافیه با «نأد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أد» برای سرودن شعر