معنی میگر
7 بازدید
[ مَ / مِ گَ ] (ص مرکب) سازندهٔ می. (ناظم الاطباء). مُخَمِّر. (منتهی الارب). آن که می بسازد و آن را کَلال نیز خوانند و این در هندوستان شایع است پس از توافق لسانین بود. (آنندراج): باده نوشان پارسایان ضروری گشته اند زانکه میگر دردی خم را بپالاید همی. میرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «میگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر