معنی میکعة
6 بازدید
[ کَ عَ ] (ع اِ) بزن یا آهن آماج. ج، میکَع. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). || قصبةالانف. نای بینی. (یادداشت مؤلف). رجوع به قصبةالانف شود.
کلمات همقافیه با «میکعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر