معنی میکش
5 بازدید
[ مَ / مِ کَ / کِ ] (نف مرکب) می کشنده. می خوار. شرابخوار. باده خوار. می پرست. باده نوش. می گسار. که شرابخواری پیشه دارد. (از یادداشت مؤلف). شرابخوار. (آنندراج): عاشقان بوس و کنار و نیکوان ناز و عتاب مطربان رود و سرود و می کشان خواب و خمار. فرخی. بلورین پیاله ز می لاله شد کف می کش از لاله پرژاله شد. اسدی (گرشاسب نامه).
کلمات همقافیه با «میکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر