معنی میکده

معنی میکده

6 بازدید
[ مَ / مِ کَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) شرابخانه و میخانه. (ناظم الاطباء). خرابات. خانهٔ خمار. آنجا که در آن می خورند. ماخور. حانه. خانه. حانوت. جایی که در آن شراب فروشند. (یادداشت مؤلف): من به بانگ مؤذنان کز میکده بانگ مرغ زندخوان آمد برون.خاقانی. هم میکده را خدایگانیم هم دردپرست را ندیمیم.خاقانی. ای میزبان میکده ایثار کن به ما بیغوله ای که از پی غولان رمیده ایم.خاقانی. گر مرید صورتی در صومعه زناربند ور مرائی نیستی در میکده فرزانه باش. سعدی. چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون رو رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی. حافظ. بیا که خرقهٔ من گرچه وقف میکده هاست ز مال وقف نبینی به نام من درمی.حافظ. سر ز حسرت ز در میکده ها برکردم چون شناسای تو در صومعه یک پیر نبود. حافظ. || (اصطلاح عرفانی) قدم مناجات را گویند. (کشاف اصطلاحات الفنون).

کلمات هم‌قافیه با «میکده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید