معنی میکائیل

معنی میکائیل

10 بازدید
(اِخ) میکال. نام فرشتهٔ روزی. (از منتهی الارب، مادهٔ م ک ل). فرشته ای که روزی مخلوق را می رساند و به فارسی بشتر و تشتر نیز گویند. (ناظم الاطباء). فرشتهٔ روزی. (دهار). میکائین. (منتهی الارب). فرشتهٔ روزیها. نام یکی از چهار ملک مقرب. (یادداشت مؤلف). فرشتهٔ روزیها. (السامی فی الاسامی). رئیس الملائکة. یهودا. پیشوای عساکر فرشتگان. (قاموس کتاب مقدس): توهم هست عزرائیل و فضلت هست میکائیل چو اسرافیل شد منطق خرد جبریل با طیران. ناصرخسرو. چون سرافیل قناعت تا ابد جاندار تست گو مکن دیوان میکائیل روزی را ضمان. خاقانی. میکائیلت نشانده بر پر آورده به خواجه تاش دیگر.نظامی. وقتی چنین بود که با جبرئیل و میکائیل نپرداختی. (گلستان).
(اِخ) پسر سلجوق جد سلاجقه. پدر طغرل بیک و جغری بیک. رجوع به سلجوقیان و سلاجقه شود.

کلمات هم‌قافیه با «میکائیل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید