معنی میچودن
6 بازدید
[ دَ ] (مص) بریان کردن و برشته نمودن. (ناظم الاطباء). بریان کردن. (آنندراج). رجوع به میچانیدن شود. || پسودن و لمس کردن با دست. (از شعوری ج ۲ ورق ۳۶۵).
کلمات همقافیه با «میچودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر