معنی مینوی

معنی مینوی

19 بازدید
[ نَ ] (ص نسبی) منسوب به مینو. بهشتی. جنتی. || روحانی. رجوع به مینو شود. - جهان (عالم) مینوی؛ جهان روحانی. عالم مینوی. مقابل دنیا و گیتی.
(اِ) مینو. بهشت : وزان شارسان سوی مانوی راند که او را جهاندار مینوی خواند. فردوسی (شاهنامه چ دبیرسیاقی ۴۳/۱۱۲۰). رجوع به مینو شود.
[ نُ ] (اِخ) مجتبی. دانشمند ایرانی متولد سال ۱۲۸۲ هـ . ش. تحصیلات ابتدائی او در سامره و تهران و تحصیلات متوسطهٔ وی در دارالفنون و دارالمعلمین مرکزی و تحصیلات و مطالعات دانشگاهی و عالی او در کینگز کالج (لندن) و مدرسهٔ مطالعات آسیائی دانشگاه لندن بود. شغل های اداری وی: تندنویسی در مجلس شورای ملی، ریاست کتابخانهٔ ملی، عضویت دفتر فرهنگی سفارت ایران در لندن و پاریس، ریاست تعلیمات عالیهٔ وزارت فرهنگ، رایزنی فرهنگی سفارت ایران در ترکیه، استادی دانشگاه تهران و مسؤولیت علمی بنیاد شاهنامهٔ فردوسی بود. وی روز ششم بهمن ماه ۱۳۵۵ هـ . ش. درگذشت. آثار علمی و تحقیقی ارزنده ای دارد.

کلمات هم‌قافیه با «مینوی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید