معنی مینوسرشت
5 بازدید
[ سِ رِ ] (ص مرکب) که سرشتی مانند مینو دارد. که طبیعتی مانند بهشت دارد. دارای سرشت و طبیعت بهشت. دارای خلقت بهشت. توسعاً به معنی زیبا و خرم : درآمد به آن شهر مینوسرشت که ترکانش خوانند لنگر بهشت.نظامی. در آن خرم آباد مینوسرشت فروماند حیران ز بس آب و کشت.نظامی. زمانه به کردار باغ بهشت زمین از گل و سبزه مینوسرشت.نظامی. || خوب صورت. مینوپیوند. (آنندراج). رجوع به مینوپیوند شود. || آسمانی طبیعت و آسمانی خوی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مینوسرشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر