معنی مینودشت
5 بازدید
[ دَ ] (اِخ) یکی از بخشهای شهرستان گرگان که در مشرق بخش رامیان واقع و قسمت جنوبی آن کوهستانی و سردسیر و قسمت شمالی آن معتدل و مرطوب است. آب قریه های کوهستانی این بخش از چشمه سارها و قراء دامنه ای و دشت از رودخانه های اوغان، خرخر، چهل چای و نرم آب تأمین میشود. محصول عمدهٔ بخش غلات، برنج، حبوبات، ابریشم، توتون و لبنیات است و شغل عمدهٔ اهالی زراعت و گله داری است. این بخش از دو دهستان به نام کوهسارات و مینودشت تشکیل شده تعداد آبادیهای آن ۸۷ و جمعیت بخش در حدود ۱۸۵۰۰ نفر است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ دَ ] (اِخ) نام یکی از دو قصبهٔ بخش مینودشت و نام قدیم آن حاجی لر بوده است و از مجموع آبادیهای قره محمودلو، خوردیماق، پسرک، گلوکند و قلمی تشکیل یافته است. این قصبه در ۱۸ کیلومتری مشرق گنبدقابوس و دامنهٔ ارتفاعات واقع است. آبش از رودخانه های چهل چای و نرم آب تأمین میشود و محصول عمدهٔ آن برنج و غلات و توتون و سیگار و ابریشم و حبوبات و صیفی جات است و هوایش مرطوب و معتدل است. شغل مردان زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان بافتن پارچه های ابریشمی و چادرشب است جمعیت آن حدود ۴۵۰۰ نفر است. سکنهٔ آن در زمان صفویه به این محل کوچانده شده اند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «مینودشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر