معنی مینمک
7 بازدید
[ مَ / مِ نَ مَ ] (اِ مرکب) در طبرستان حاصل شود و کیفیت تکون وی آن است که به لب های طغارهای شراب جمع شود شبیه نمک و در قعر قرابه ها بنشیند و مقدار دو استار از وی اسهال صفراوی آورد و اگر صفرا نباشد تا بدفع او مشغول شود در معده هضم شود مضرتی نرساند و در لون او سرخی دیدم شبیه به سرخی که در دردی شراب بود و گویند که چون شراب غوره را در شیشه ها کنند بتدریج در قعر آن می نمک بنشیند. (ترجمهٔ صیدنهٔ ابوریحان بیرونی). میمنک. رجوع به میمنک شود.
کلمات همقافیه با «مینمک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر