معنی میناسرشت
5 بازدید
[ سِ رِ ] (ص مرکب) سرشته و عجین شده با مینا. || سبزرنگ (به مناسبت لون و رنگ مینا): نهاده بر آن فرش میناسرشت یکی لوح یاقوت مینانوشت. نظامی (اقبالنامه چ وحید ص ۱۸۳). || بلورسرشت. (حاشیهٔ ص ۱۸۳ اقبالنامه چ وحید).
کلمات همقافیه با «میناسرشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر