معنی میناجگر
4 بازدید
[ جِ گَ ] (ص مرکب) خونین جگر. به رنگ شراب. سرخ : ز فکر نازک و دلچسب و مهجور شود میناجگر معشوق مغرور. حکیم زلالی (از آنندراج). || سلیم الطبع و نرم دل. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «میناجگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر