معنی مینائی
7 بازدید
(ص نسبی) منسوب به مینا، لاجوردی. (ناظم الاطباء). مینایی. آنچه به رنگ مینا باشد. مینارنگ. کبودرنگ : فروغ از تست انجم را بر این ایوان مینوگون شعاع از تست مر مه را بر این گردون مینائی. سنائی (دیوان چ مصفا ص ۳۱۱). شحنهٔ شرع است منشور بقاش سوی آن نه شهر مینائی فرست شب در آن شهر است غوغا ز اختران مهر شحنه سوی غوغائی فرست.خاقانی. زین دایرهٔ مینا خونین جگرم می ده تا حل کنم این مشکل در ساغر مینائی. حافظ. رجوع به مینا و ترکیبات آن شود.
کلمات همقافیه با «مینائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر