معنی میم کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) به شکل «م» درآوردن. دهان تنگ را از هم گشودن. لبها را به شکرخنده گشودن : بخنده عقیقین نقط میم کرد شباهنگ در میم دو نیم کرد. اسدی (گرشاسب نامه ص ۲۹ متن و حاشیه).
کلمات همقافیه با «میم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر