معنی میمونة

معنی میمونة

4 بازدید
[ مَ مو نَ ] (ع ص) مؤنث میمون. میمونه. رجوع به میمون و میمونه شود. || (اِ) نامی است از نامهای زنان.
[ مَ مو نَ ] (اِخ) بنت الحارث بن حزن الهلالیه. آخرین زنی است که با حضرت رسول ازدواج کرد و مرگ وی نیز پس از مرگ بقیهٔ زنهای آن حضرت دررسید. قبل از هجرت در مکه با حضرت محمد (ص) بیعت کرد و بدین اسلام درآمد در ابتدای زندگی نامش «سرة» بود و بعداً میمونه نامیده شد. قبل از ازدواج با پیغمبر اکرم زن ابی رهم بن عبدالعزی العامری بود و پس از مرگ وی در سال ۷ هـ . ق. به ازدواج حضرت محمد (ص) درآمد. و از پیامبر اسلام ۷۶ حدیث روایت کرده است. ۸۰ سال زندگی کرد و تاریخ مرگش سال ۵۱ هـ . ق. میباشد و در ناحیه ای به نام «سرف» که نزدیک مکه است مدفون گردید. (اعلام زرکلی ج ۸ ص ۳۰۲).
[ مَ مو نَ ] (اِخ) بنت علی بن ابیطالب (ع). (از تاریخ گزیده چ نوائی ص ۱۹۸) (از یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «میمونة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید