معنی میمونباز
5 بازدید
[ مَ مومْ / مِ مومْ ] (نف مرکب) آن که معاش او از بازی میمون باشد. (آنندراج). بازی کننده با میمون و به بازی دارنده او را. کسی که میمونی را تربیت کند و او را ببازیهای مختلف وادارد و بدین وسیله ارتزاق نماید. قَرّاد. || مجازاً به معنی محیل. (از آنندراج).[ مَ مومْ / مِ مومْ ] (اِخ) دهی است از دهستان خالصهٔ بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع در ۳۲هزارگزی شمال خاوری کرمانشاهان با ۱۸۳ تن سکنه. آب آن از قره سو و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «میمونباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر