معنی میموم
4 بازدید
[ مَ مو ] (ع ص) به دریا انداخته شده. (آنندراج) (از اقرب الموارد). رجل میموم؛ مرد به دریا انداخته شده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «میموم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر