معنی میمه
5 بازدید
[ مِ مَ ] (اِخ) دهی است از بخش زرین آباد شهرستان ایلام، واقع در ۲۱ هزارگزی شمال پهله با ۵۰۰ تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ مِ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کوهپایهٔ بخش نوبران شهرستان ساوه، واقع در ۶هزارگزی شمال نوبران با ۲۷۳ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ مراغه و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ مِ مَ ] (اِخ) نام یکی از بخش های شهرستان کاشان، واقع در باختر آن در طول و طرفین شوسهٔ تهران به اصفهان هوای آن سردسیر و آب آن از قنوات و محصول عمدهٔ آن غلات و لبنیات است. این بخش از دو دهستان به نام مرکزی و جوشقان تشکیل شده و دارای ۲۲ آبادی و حدود ۱۷ هزار تن سکنه است. و دیه های مهم آن: میمه، وزوان، ونداده، ازان، زیادآباد است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ مِ مَ ] (اِخ) قصبه ای است مرکز بخش میمه تابع شهرستان کاشان با ۲۳۰۰ تن سکنه، واقع در ۱۰۰هزارگزی اصفهان و ۳۱۶هزارگزی تهران سر راه شوسهٔ تهران - اصفهان. مختصات جغرافیایی آن به شرح زیر است: طول ۵۱ درجه و ۵۰ دقیقه -عرض ۳۳ درجه و ۲۶ دقیقه و ۳۰ ثانیه. ارتفاع ۲۰۱۲ گز. همهٔ ادارات و حدود ۳۰ باب دکان و پمپ بنزین و قلعهٔ خرابه ای از آثار قدیم دارد. در فصل زمستان عده ای از مردم برای کارگری به تهران می روند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳). نام قریه ای از مضافات اصفهان واقع در بلوک جوشقان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «میمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر