معنی میلغ
6 بازدید
[ لَ ] (ع اِ) میلغة. خنوری که سگ در آن آب خورد. (از منتهی الارب، مادهٔ ول غ) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). قرو. قروه. (یادداشت مؤلف). سوین سگ. ج، موالیغ. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «میلغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لغ» برای سرودن شعر