معنی میلاویه
5 بازدید
[ یَ / یِ ] (اِ مرکب) شاگردانه بود. (لغت فرس اسدی). میلاوه : میلاو منی ای فغ و استاد توام من پیش آی و سه بوسه ده و میلاویه می لاو. رودکی. و رجوع به میلاوه و میلاو شود. || دشت. دست لاف. (یادداشت مؤلف). و رجوع به لاویدن و دست لاف شود. || جایزه. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «میلاویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر