معنی میقان
21 بازدید
(ع ص) میقانة. آن که هرچه بشنود یقین کند؛ گویند رجل میقان و امرأة میقانة. (ناظم الاطباء). خوش باور. آنکه به هرچه شنود یقین نماید. (منتهی الارب، مادهٔ ی ق ن) (یادداشت مؤلف). و رجوع به میقانة شود.(اِخ) دهی است از دهستان فراهان پایین بخش فرمهین شهرستان اراک، واقع در ۳۴هزارگزی جنوب خاوری فرمهین. با ۸۴۹ تن جمعیت. آب آن از قنات شب شور و راه آن ماشین رو است. خط تلفن آشتیان از این ده می گذرد و از کویر میقان نمک استخراج می کنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲). در عراق [ اراک ] واقع و از نقاط مهمهٔ قالی بافی ایران است. (از جغرافیای سیاسی کیهان). از رستاق فراهان. (از ترجمهٔ تاریخ قم ص ۱۱۹).
کلمات همقافیه با «میقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر