معنی میفی
6 بازدید
[ فا ] (ع اِ) زمین بلند برآمده. میفا. میفاة. || سرپوش تنور. میفا. || کورهٔ آجرپزی. میفا. || آتش پهن کرده برای نان پختن. (ناظم الاطباء). میفا. و رجوع به میفا شود.
کلمات همقافیه با «میفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر