معنی میفشان
6 بازدید
[ مَ / مِ فَ ] (نف مرکب) فشانندهٔ می. || خون فشان. که خون افشاند. خونریز. (در صفت تیغ و خنجر): تیغ حصرم رنگ شاه از خون خصم روز میدان می فشان باد از ظفر.خاقانی.
کلمات همقافیه با «میفشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر