معنی میغرنگ
5 بازدید
[ رَ ] (ص مرکب) به رنگ میغ. ابرگون. که همرنگ ابر باشد: دیوان میغ رنگ سنان کش چو آفتاب کز نوک نیزه شان سر کیوان زبان کشید. خاقانی.
کلمات همقافیه با «میغرنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر