معنی میعادگاه
4 بازدید
(اِ مرکب) جایی که دو گروه با هم عهد اتفاق می بندند و قرار مدار کارهای خود را می دهند. (ناظم الاطباء). وعده گاه. وعده جای. قرارگاه. جای قرار گذاشتن و وعده دادن : روان کرد مرکب به میعادگاه پذیره که دشمن کی آید ز راه.نظامی. بهشت از حضرتش میعادگاه است ز باغ دولتش طوبی گیاه است.نظامی. دو لشکر درآمد به میعادگاه شد آراسته هر دو صف سپاه. ملاعبداللََّه هاتفی.
کلمات همقافیه با «میعادگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر