معنی میطدة
6 بازدید
[ طَ دَ ] (ع اِ) چوب اشکنه . (منتهی الارب، مادهٔ وطد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سرمته. (مهذب الاسماء). گُوَه. اسکنه. سرماهه. (یادداشت مؤلف). || چوبی که بدان اساس بنا و جز آن را کوبند و استوار کنند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «میطدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر