معنی میط
5 بازدید
[ مَ ] (ع مص) ستم کردن. جور کردن در حکم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || سرزنش کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). || کناره گزیدن و دور گردیدن از کسی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). دور شدن. (المصادر زوزنی). || دور کردن کسی را (لازم و متعدی است). (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). دور کردن. (المصادر زوزنی). || برگردانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). || بردن. (ازمتن اللغة) (از اقرب الموارد). || رفتن. (منتهی الارب) (آنندراج). || دفع کردن و راندن. (منتهی الارب) (آنندراج) (یادداشت مؤلف).[ مَ ] (ع اِ) ماعنده میط؛ نیست نزد او چیزی. || افزونی. || سختی. || قوت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «میط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر