معنی میشته
6 بازدید
[ تَ / تِ ] (اِ) معلم جهودان. (ناظم الاطباء) (صحاح الفرس) (لغت فرس اسدی) (از فرهنگ اوبهی) (از برهان) (از آنندراج) (از انجمن آرا): چونین بتی که صفت کردم سرمست پیش میشته بنشسته. عمارهٔ مروزی (از لغت فرس اسدی). این کلمه در لغتنامهٔ اسدی (چ اقبال ص ۴۲۱) میشنه آمده است. رجوع به میشته و مشنا شود.
کلمات همقافیه با «میشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر