معنی میسره

معنی میسره

5 بازدید
[ مَ سَ رَ ] (ع اِ) میسرة. سوی دست چپ. (ناظم الاطباء). طرف دست چپ. چپ. سوی چپ. سمت چپ. خلاف میمنه. (یادداشت مؤلف). || جناح چپ لشکر. (ناظم الاطباء). چپ لشکر. (مهذب الاسماء). یکی از ارکان خمسهٔ جیش در صف آرایی قدیم و چهار رکن دیگر عبارتند از: مقدمه، قلب، ساقه، میمنه؛ چپ لشکر. جناح چپ سپاه. طرف چپ لشکر. آنچه به دست چپ بود از لشکر. مجنبهٔ یسری (در سپاه). مقابل میمنه که جناح راست سپاه است. جناح چپ. برانقار. برانغاز. (یادداشت مؤلف): ابر میسره چل هزار دگر همه ناوک انداز و پرخاشخر.فردوسی. چو گودرز کشواد بر میسره هجیر و گرانمایگان یکسره.فردوسی. تو به قلب لشکر اندر خون انگوران به دست ساقیان بر میسره خنیاگران بر میمنه. منوچهری. خوارزمشاه میمنهٔ خود را سوی میسرهٔ ایشان فرستاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۵۲). لشکر میسره برفتند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۵۲). تاش سپهسالارش را بر میسره بداشت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۵۱). گر تو نایستی ز پی میسره یْ امیر ترسم که پر ز گرد بمانَدْش مطیره . ناصرخسرو. قدرخان را با لشکر ختن در میمنه بداشت و میسره را به جعفر تکین سپرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۹۸). آلتونتاش را به میمنه فرستاد و میسره را به ارسلان جاذب سپرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۹۸). || نام فوجی که به طرف دست چپ پادشاه در وقت جنگ استاده باشد. (غیاث). دست چپ لشکر. (دهار). فوج دست چپ. خلاف میمنه. (آنندراج). چپ لشکر. (السامی فی الاسامی): چنان کن که با میمنه میسره بکوشند جنگاوران یکسره.فردوسی. همان نیز با میسره میمنه بکوشند و دلها همه بربنه.فردوسی. بتاراج داد آن سپاه و بنه نه کس میسره دید نه میمنه.فردوسی. || (اِمص) فراخی. (آنندراج) (یادداشت مؤلف). || توانگری. فراخدستی. (یادداشت مؤلف). || آسانی. گشایش. یسر. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «میسره»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ره» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید