معنی میس
5 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) درختی است کلان. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). به لغت سریانی نام درختی است بزرگ که ثمره و میوهٔ آن را به یونانی لوطوس خوانند و بعضی گویند لوطوس نام همان درخت است. (برهان). لوطوس و آن درختی است نزدیک به جوز رومی و دارای چوبی با بوی خوش و دانهٔ سیاه و گرم و خشک. (از تذکرهٔ ضریر انطاکی ص ۳۳۴) (از تحفهٔ حکیم مؤمن) (از مخزن الادویه). داغداغان. درخت کژم. کژم شیردار. کژوم. درخت چارمغز. (یادداشت مؤلف). چار مغز. (زمخشری). کژم. (دهار). اسم عربی است و به یونانی لوطوس نامند. درختی است قریب به جوز رومی و برگش باریکتر و زواید او بیشتر و شبیه به برگ کرفس و چوبش مایل به سیاهی و سرخی و صلب و خوشبو و دانهٔ او سیاه و از دانهٔ کنار کوچکتر و با تندی. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). || نوعی از مویز. || نوعی از درخت انگورکه بر یک تنه قایم و برپا باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).[ مَ ] (ع مص) میسان. خرامیدن. (منتهی الارب) (دهار) (تاج المصادر بیهقی) (آنندراج). تبختر نمودن. (ناظم الاطباء). || بی باکی کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || افزون کردن خدای مرض کسی را. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) || خشک شدن. (المصادر زوزنی).(اِخ) نام یکی از قرای جبل عامل بعنی جبل لبنان امروزی است و شیخ لطف اللََّه بن عبدالکریم بن ابراهیم که مسجد معروف به مسجد شیخ لطف اللََّه را شاه عباس برای او ساخته است از آن قریه است. و نیز از آنجاست شیخ ابراهیم میسی. (یادداشت مؤلف)
کلمات همقافیه با «میس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر