معنی میزر

معنی میزر

8 بازدید
[ مَ زَ ] (از ع، اِ) مئزر. عمامه و دستار و مندیل که بر سر بندند. (ناظم الاطباء). دستار. (از شعوری ج ۲ ورق ۳۴۹). دستار و مندیلی که بر سر بندند. (آنندراج) (از برهان) (از غیاث). عمامه. سربند. شالی که بر سر بندند. (از یادداشت مؤلف): کزین کم زنی بود ناپاک رو کلاهش به بازار و میزر گرو. سعدی (بوستان). جمجمی مردانه در پای لطیف بر سرش خربندگانه میزری.سعدی. ز پیشک کله جبه، او یکی ناچخ بزد بر او که به خاکش فکند چون میزر. نظام قاری (دیوان ص ۱۸). || ازار. ج، میازر. (دهار) (مهذب الاسماء). شلوار. زیرجامه. (یادداشت مؤلف). به معنی زیرجامه و شلوار ظاهراً عربی است. (از آنندراج) (از غیاث): دو روز و دو شب از آنجا همی سپاه گذشت که برنیامد ونگذشت آبش از میزر.فرخی. همه ساخته میزر از پرنیان ز دیبا یکی کرته ای تامیان. اسدی (گرشاسب نامه ص ۱۹۰). من همچنان با میزری به میان با شیخ برفتم. (اسرارالتوحید ص ۱۴۰). چنگ است عریان وش سرش سدرهٔ بریشم در برش بسته پلاسین میزرش زانوش پنهان بین در او. خاقانی. مستوفیان مخفی و ابیاری و بمی وجه برات فوطه به میزر نوشته اند. نظام قاری (دیوان ص ۲۴). || مندیل. دستمال : میزری چه بود اگر او گویدم در رو اندر عین آتش بی ندم.مولوی. || ته بند و چادر. (غیاث) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «میزر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید