معنی میرکی
7 بازدید
[ رَ ] (اِخ) ملامیرک خان از شاعران قرن دهم و یازدهم ایران و در اصل از بلخ بوده، ولی با مهاجرت به اصفهان مورد توجه شاه عباس قرار گرفته است. در اواخر عمر به وسواسی دچار شده بود که هر روز در حوض می رفت و غسل می کرد و در سال ۱۰۱۶ هـ . ق . در هوای سرد زمستانی برای غسل داخل آب حوض شد و از شدت سرما درگذشت! بیت زیر از اوست: ز دیده قطرهٔ خون از جگر برآورده بدیدن تو دل از دیده سربرآورده. (از قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به فرهنگ سخنوران و مآخذ مندرج در آن شود.[ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۳۶هزارگزی شمال خاوری سنندج با ۷۹۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «میرکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر