معنی میرک

معنی میرک

5 بازدید
[ رَ ] (اِ مصغر) میر کوچک. امیر کوچک. فرمانروایی که زیردست فرماندهی دیگر است. || نام و لقبی از نامها و القاب ایرانی. لقب گونه ای بوده است. (یادداشت مؤلف). و ظاهراً «ک» در آخر میر نشانهٔ تحبیب و یا تفخیم است : امیر خراسان حاجبی را فرمان داد که رو میرکان سنجری را گوی [ یعنی طاهر حمدوی و محمد حمدون نبیرهٔ مرزبان را ] تا گوی زنند. (تاریخ سیستان).
[ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پیرتاج شهرستان بیجار، واقع در ۲۸ هزارگزی خاور بیجار با ۴۰۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ رَ ] (اِخ) از شاعران قرن نهم و دهم هجری (در سال ۹۲۸ هـ . ق. زنده بوده). در ایام حکومت زینل خان وزیر یک قلمهٔ خراسان بود. بیت زیر از اوست: مهی کز نشأت خوبی نمی داند ز سر پا را کجا داند غم عشق سراندازان شیدا را. (از مجالس النفائس ص ۱۷۰).
[ رَ ] (اِخ) از شاعران پارسی گوی هند و از مردم تهتهه بود و بیت زیر از اوست: با طالع ناساز چه سازیم که یک بار دستی بفشاندیم و سبویی بشکستیم. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ رَ ] (اِخ) آقامیرک اصفهانی از نقاشان و هنرمندان دورهٔ صفوی. وی شاگرد کمال الدین بهزاد بود و از سبک وی در نقاشی پیروی می کرد. آثار زیبائی از او به یادگار مانده است که پردهٔ (مجنون در میان وحوش) از جملهٔ آنهاست. صاحب قاموس الاعلام ترکی بیت زیر را از او آورده است: دو هفته شد که ندیدم مه دو هفتهٔ خود را کجاروم به که گویم غم نهفتهٔ خود را. و رجوع به فرهنگ سخنوران و مآخذ مندرج در آن شود.
[ رَ ] (اِخ) شیرازی. مولانا میرک شیرازی از شعرای قرن نهم هجری از مردم شیراز است به قصد سیر و سیاحت به خراسان آمد و پس از چندی به زادگاه خویش برگشت. بیت زیر از اوست: جانا مباش در پی آزار و کین همه کاین عالم خراب نیرزد بدین همه. (از مجالس النفائس ص ۱۲۱).
[ رَ ] (اِخ) محمد بدخشی. رجوع به محمد میرک شود.
[ رَ ] (اِخ) یا میرزا میرک. رجوع به احمد (میرزا میرک...) شود.
[ رَ ] (اِخ) یا میرزا میرک سبزواری از گویندگان قرن یازدهم هجری قمری بود و به سیر و سیاحت بسیار پرداخت و به هندوستان نیز سفر کرد. بیت زیر از اوست: خضرگاهی خود نماییها به مردم می کند یافت هرکس دوستی خود را چرا گم می کند؟ (از قاموس الاعلام ترکی).
[ رَ ] (اِخ) هروی. میرزا میرک هروی از گویندگان قرن نهم و دهم هجری و وزیر بدری میرزا بدیع الزمان و در انشا و خط نسخ بی مانند بود. به سال ۹۳۲ هـ . ق. درگذشت. (از قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «میرک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید