معنی میرزاکبیری
4 بازدید
[ کَ ] (اِ مرکب) نوعی از خربزهٔ اعلا. (ناظم الاطباء). نوعی از خربزهٔ خوب. (آنندراج): کس را نبود چو طفل سیری از لذت میرزا کبیری. محسن تأثیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «میرزاکبیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر