معنی میرزاآقاخان کرمانی
6 بازدید
[ نِ کِ ] (اِخ) میرزا عبدالحسین خان معروف به میرزا آقاخان فرزند میرزا عبدالرحیم بردسیری. در سال ۱۲۷۰ هـ . ق. در کرمان متولد شد و تحصیلات مقدماتی را در کرمان انجام داد و علوم ریاضی و طبیعی و حکمت الهی را فرا گرفت و از صرف و نحو و حساب و منطق و هیأت قدیم بهرهٔ کامل داشت. زبان ترکی را به خوبی میدانست و انگلیسی و فرانسه را نیز بیاموخت. در سال ۱۳۰۲ هـ . ق. به اصفهان سفر کرد و چندی در خدمت شاهزاده ظل السلطان مسعود میرزا بود و چون زندگی با شاهزاده و مصاحبت او را قبول نکرد روانهٔ طهران شد و پس از چندی با همراهی شیخ احمد روحی کرمانی به اسلامبول عزیمت نمودند و در ادارهٔ روزنامهٔ اختر به خدمت مشغول شد. در اسلامبول او را با سیدجمال اسدآبادی معروف به افغانی ملاقاتی دست داد و از آن زمان همکاری نزدیک را با مرحوم اسدآبادی پذیرفت. میرزا آقاخان کرمانی به جرم شرکت داشتن در شورش ارامنه که در سال ۱۳۱۲ در ترکیهٔ عثمانی روی داد مجبور به ترک اسلامبول شد و به اتفاق میرزا حسن خان خبیرالملک جنرال کنسول ایران و شیخ احمد روحی از طرابزان به تبریز آورده شدند و به امر محمدعلی میرزا در سال ۱۳۱۴ هـ . ق. به قتل رسیدند. از تألیفات میرزا آقاخان کرمانی خطابه ها و منشآت است که به صورت رمان و اشعار سروده شده است و تاریخ نثری است موسوم به آینهٔ سکندری و دیگر تاریخ نظمی است به نام نامهٔ باستان که مرحوم میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل نسخهٔ آن را تصحیح نموده است. میرزا آقاخان کرمانی اعتقاد به اتحاد دول اسلامی داشت و تأیید قانون اسلامی را خواهان بود و عقیده داشت که فقط به وسیلهٔ قوانین اسلامی می توان ریشهٔ استبداد را از بیخ و بُن برآورد و با انجام دادن قوانین اسلام میتوان در زایل کردن رسوم ظالمانهٔ شاهنشاهی به پیش رفت. (از تاریخ بیداری ایرانیان مقدمه ص ۱۱).
کلمات همقافیه با «میرزاآقاخان کرمانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر