معنی میرزا
22 بازدید
(ص مرکب، اِ مرکب) مخفف میرزاده و میرزاد و امیرزاده . (یادداشت لغت نامه). مرزا و شاهزاده و امیرزاده. (ناظم الاطباء). پیشتر از القاب شهزادگان بود. و در اصل امیرزا بود که الف آن از کثرت استعمال حذف شده و معنی ترکیبی آن امیرزاده باشد بر این تقدیر مرزا به حذف یاء چنانکه مشهور است درست نباشد مگر بعض استادان آورده اند. (از غیاث) (از آنندراج): میرزا همه وقت جامه زر تاری نیست پیوسته سپهر بر سر یاری نیست. عبدالرزاق فیاض. || پیشتر از القاب شهزادگان بود حالا بر سردارزادگان استعمال کنند. (غیاث) (آنندراج). || مردم شریف و پاک نژاد. || مردم شاد و مغرور. || کاتب و نویسنده و منشی. (ناظم الاطباء). منشی. نویسنده. || چون در اول نام درآید اطلاق به نویسندگان خاصه اهل حساب می شده است. دفتردار. حسابدار. محاسب. (یادداشت مؤلف). || بر کسی اطلاق شود که مادرش علویه باشد لاغیر. (از مقیاس الهدایه حاشیهٔ ص ۲۱۶).
کلمات همقافیه با «میرزا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر