معنی میرجمله
4 بازدید
[ جُ لَ / لِ ] (اِ مرکب) وزیر (در اصطلاح مستعمل در هند): بنا بر ظهور کاردانی به مرتبهٔ وزارت که به عرف آنجا (هند) میرجمله می نامند رسیده. (عالم آرای عباسی ج ۲ ص ۸۸۳).[ جُ لَ ] (اِخ) میرزا محمد امین اصفهانی شاعر معاصر جهانگیر است و به هند رفته و منصب میرجملگی یافته است. این بیت او راست: افتادگیی به طالعم هست در پای خمی چرا نیفتم. (تذکرهٔ نصرآبادی ص ۵۶).
کلمات همقافیه با «میرجمله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر