معنی میرجاوه

معنی میرجاوه

6 بازدید
[ وَ ] (اِخ) یکی از بخشهای سه گانهٔ زاهدان، واقع در جنوب خاوری زاهدان کنار مرز پاکستان و آن محدود است از شمال به بخش نصرت آباد و دهستان حومه، از خاور و شمال خاوری به مرز پاکستان از جنوب و باختر به بخش خاش، از شمال باختری به بخش نصرت آباد. موقعیت طبیعی: کوهستانی و دشت و هوای آن گرمسیر و معتدل است. رودخانهٔ سنگان که از کوه تفتان سرچشمه می گیرد بسیاری از آبادیهای میرجاوه را مشروب می سازد. میرجاوه سه دهستان به شرح زیر دارد: ۱- دهستان لاویز با ۵۹ آبادی و ۷۰۰۰ سکنه. ۲- دهستان سنگان ۱۶ آبادی و ۱۵۰۰۰ سکنه. ۳- دهستان نمین ۵۰ آبادی و ۵۰۰۰ تن جمعیت. مرکز بخش، آبادی میرجاوه با ۲۰۰۰ تن سکنه و جمع سکنهٔ بخش ۱۵۵۰۰ تن و آبادیهای آن ۱۲۶ است. راه آهن زاهدان به پاکستان در این بخش احداث شده است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ وَ ] (اِخ) نام مرکز بخش میرجاوه از شهرستان زاهدان، واقع در ۸۲ هزارگزی جنوب خاوری زاهدان نزدیک مرز پاکستان با ۲۰۰۰ تن سکنه و ایستگاه راه آهن. آب آن از رودخانه تأمین می شود و ادارات دولتی و گارد مسلح گمرک دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸). نام محلی کنار راه زاهدان به خاش میان ایستگاه خان محمدشاه و لاریز در ۷۷هزارگزی زاهدان. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «میرجاوه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید