معنی میران
18 بازدید
(نف) صفت فاعلی بیان حالت از ریشهٔ مادهٔ «میر» و صفت حالیهٔ مصدر مردن. در حال مردن. (از یادداشت مؤلف). و رجوع به میرا و مردن شود.(اِخ) دهی است از دهستان خسروشاه بخش اسکو شهرستان تبریز، واقع در ۲۵هزارگزی باختر اسکو با ۱۲۴ تن سکنه. آب آن از تلخه رود و چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «میران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر