معنی میراثخواره
4 بازدید
[ خوا / خا رَ / رِ ] (نف مرکب) میراث خوار. میراث خور. میراث بر. وارث. ارث بر. (از یادداشت مؤلف). رجوع به میراث خوار شود.
کلمات همقافیه با «میراثخواره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر