معنی میرآخوری
5 بازدید
[ خوَ / خُ ] (حامص مرکب) صفت و پیشه و شغل میرآخور. اصطبل سالاری : کز پی میرآخوری در پایگاه رخش او آخشیجان جان رستم را مکرر ساختند. خاقانی. میرآخوری تو چرخ را کار کاه و جو از آن کشد در انبار.نظامی. و رجوع به میرآخور شود.
کلمات همقافیه با «میرآخوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر