معنی میذنهگوی
7 بازدید
[ ذَ نَ / نِ ] (نف مرکب) میذنه گوینده. اذان گوی. مؤذن. آن که در میذنه اذان گوید. بانگ نمازگو: گیرم که خروس پیرزن مرد یا میذنه گوی را عسس برد.نظامی.
کلمات همقافیه با «میذنهگوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر