معنی میخکده
4 بازدید
[ کَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) ضرابخانه و دارالضرب. (ناظم الاطباء) (از برهان). خانه ای که در آن سکه زنند و آن را دارالضرب و ضرابخانه نیز گویند. (انجمن آرا). دارالضرب. (آنندراج). سراضرب. ضرابخانه. درم سرای. دارالسکه. سکه خانه. (یادداشت مؤلف). و رجوع به ضرابخانه و دارالضرب شود.
کلمات همقافیه با «میخکده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر