معنی میختن
4 بازدید
[ تَ ] (مص) شاشیدن که کمیزیدن نیز گویند. (انجمن آرا) (آنندراج). شاشیدن و بول کردن. (ناظم الاطباء) (از برهان). بول کردن. ادرار کردن. شاش کردن. شاشیدن. آب تاختن، مصدر دیگر آن میزش و میزیدن است. (یادداشت مؤلف). به معنی بول کردن باشد. (فرهنگ جهانگیری): پلنگ هجر چون زد پنجه بر من چو موش از بام بر من میخت ایام. عمید لوبکی. || دفع فضول (غایط) از مخرج. استفراغ غائط. (یادداشت مؤلف). رجوع به میزیدن شود.
کلمات همقافیه با «میختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر