معنی میثرة
6 بازدید
[ ثَ رَ ] (ع اِ) جامه ای که به روی جامه ها پوشند. (منتهی الارب، مادهٔ وث ر) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بالشچه مانندی که پیش زین نهند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). آنچه بر روی زین افکنند تا نشست سوار آسان بود. ج، مواثر، میاثر. (مهذب الاسماء). || نمدزین. ج، مواثر، میاثر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || مرکبی از حریر و دیبا که معمول مردم ایران بوده. (ناظم الاطباء). مرکبی از حریر و دیبا. (منتهی الارب) (آنندراج). || پوست شیر و دیگر ددان. (ناظم الاطباء). پوست دد. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «میثرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر